X
تبلیغات
رایتل
::خدائی::

فرم عضویت در وبلاگ خدائی (فرم ثبت نام)

لینک باکس خدائی

فرم ارسال پیام به مدیر

فرم ارسال نامه به مدیر

صفحه اصلی CBOX

ورود به کنترل پنل کاربری اعضا
نام کاربری :
کلمه عبور :

چرااین طوری شده
خیلی ها از خودشان سئوال می کنند که چرا ؟ این طوری شده ومردم شکل ورنگ دیگری پیدا کردند .
برای این که زندگی ماشینی این را خواستار است .زندگی ماشینی یعنی همه چیز را بوسیدن وکنار گذاشتن .
وقتی به یکی می گویی هستم تا هستی می زند زیر خنده و می گوید طرف یا احمق است یا توی این دنیای ماشینی وبا این هزینه بالای زندگی زندگی نمی کند در صورتی که این طوری نیست وما می توانیم با بودن در دنیای ماشینی اندکی هم از انسانیت خودمان را حفظ کرده وبه دوستان وآشنایان ویاران دور از خودمان برسیم .
هزینه داره ما هم این را می دانیم ولی نه دیگر آنقدر زیاد که حتی دستمان نرود که تلفن را برداشته وحالی از برادر غریبمان بگیریم وتازه اگر ها واما ها را هم در میان بگذاریم و بقول دخترم چقدر خوب است صبح اول وقت تلفن را برداشته وحالی از دوستی که فراموش شده بگیریم .
چرا این گونه شده وهمه همدیگر را فراموش کرده اند برای اینکه توقع زیاد شده ویا خواستار دوستی یک طرفه شده ایم برای همین هم آنی هم که می خواهد نباشد ما وادارش می کنیم که باشد
ولی دنیا به این بزرگی هم که بعضی ها فکر می کنند نیست وارزش این را ندارد که دوستی را فدای دلار واسکناس هزار تومانی خودمان کنیم که ناگهان بانگی بر آمد خواجه مرد ودیگر دیر شده است ودوستی رفته وتو تنها فاتحه خواهی خواند و اشک حسرت بر روز های از دست داده .
کی می خواهیم بگوییم هستیم وباشیم تا آنجایی که امکان دارد واین بودن مان مثل بودن خدا باشد که همواره هست وما همیشه در کار هامان از او کمک می گیریم واگر خدا نبود تکلیف ما با این دوستان نا دوست چی می شد .تماشایی بود واگر رزق ما دست این مردم بود چی بیا وتماشا کن که چه قتل ها که اتفاق نمی افتاد وچه کسانی چه خون هایی بر پا نمی کردند بازم جای شکرش باقی است که رزق بنده ها دست ینده نیست ودست خود خدا است و همین طور راستی ودرستی برای بودن وقتی کسی میگوید هستم تا هستی یعنی خیلی عزیز وجواب او نه نیست و آره است وبودن تا بودن و نبودن تا بودن .
اگر مرد خدا شدی یک نوع مشکل داری واگر نشدی دو نوع مشکل داری واین دنیای ماشینی به تو این اجازه را نمی دهد که بدانی چی هستی ویا چی باشی پس بهتر است باشی بگونه ایی که کسی ندان هستی و باشی به شرط بودن در کنار نبودن ها شاید گره ها باز شد وخدا هم وقتی دید ما صادقانه هستیم مشکلات ما را حل کرد به یاری یکی دیگر که بوده وهست واین است رسم رفاقت .
این عمری که ما داریم طی میکنیم عمری است عبث وبیهوده چون در این عمر کوتاه خود کار نامه ایی پر از گناه وندانم کاری داریم وتازه جانماز آب میکشیم که آره ما هستیم بابا نیستیم ونبودیم پس تفاوت معلوم شد بین بودن و نبودن اگر خواستی باشی نباش که بودن خیلی سخت است تا نبودن و این خود دردی است کهن نتوانستم برای خودم حل نمایم چون خواستم باشم نشد ونتوانستم هنوز که نتوانستم باشم واگر روزی بودن خود را توانستم ثابت کنم آن وقت حرفم درست است .
در انتها این را بگویم که نبودن عین بودن است وانسان برای اینکه بتواند باشد لازم است دوان دوان برود تا به سرچشمه حقیقت برسد وقتی رسید همانند تشنگان راه حق تازه می فهمد که بودن چیست ونبودن چیست این جا نقطه ایجاد دل است و بدست آوردن خود و فهمیدن عشق که اینقدر در باره اش حرف می زنیم وقتی رسیدی به سرمنزل عشق خواهی فهمید که عاشقی دردی بزرگ است وخانمان بر انداز و دیوانه کننده خود تا پایان عمر واین یعنی عین بودن در کنار آنکه دوستش داری .
این است که چرا های مرا خواهی دریافت که می گویم چرا زیرا واقعا چرا ما اینقدر بد و نادرست شده ایم واین قدر کار مان بد است ودیگران را از خود دور می کنیم به هر عنوانی می خواهیم از دیگران سو’ استفاده نماییم وتا می توانیم کار بد انجام دهیم وتازه حرف خوب هم بشنویم وحرف دیگر که می خواهم گویم دوستی را به تمسخر نگیریم وراستی را که به بازی گرفتن این واقعیت ها بوده است که اکنون شده ایم انسان های مصنوعی وواهی و پوچ همانند هیچ ها که کاش هیچ بودیم اگر هیچ بودیم بازم بودیم
درک چرا؟ و درک بودن ودانستن خود باوری وانتخاب دوست خوب ورسیدن به مقصد مرا عمری است در نگرانی قرار داده است واینکه شاید به مقصد بودن نرسم واگر نرسیدم چه کنم که خدایم مرا به راه خود فرا نخوانده است کاش میشد تا بروم وبه بودن برسم تا نقطه پرگار او شوم که این نقطه پرگار تنها نقطه بودن است ومن باید در آن نقطه باشم ولی افسوس که نیستم و این نیستی مرا به باد فنا داده است کاش..........